حرفهای یک مدیر تقریبا خوب...

سلام دوستای خووبم.....قبل از هر چیزی خاستم ازتون تشکر کنم به

خاطر لطفی که نسبت به من داشتید و کامنتهایی که

گذاشتین....مخصوصا درباره ی پست داستانی که نوشتم سنگ تموم

گذاشتین....واقعا ازتون ممنونم...ولی متاسفانه خاستم به

اطلاع دوستان برسونم این داستان دیگه آپ نمیشه فعلا....خب من

امسال پشت کنکوری ام و درس زیاد و وقت هم کمه....نوشتن این

داستان هم خیلی وقت میبره یعنی اینجور نیست که من بیام بشینم از

خودم بنویسم نیم ساعته تموم شه....خواستم عذرخاهی کنم بابت این

مورد.....ولی خب بعد از کنکور من قول میدم این داستان رو آماده شده

با بسته بندی شیک تا تهش بذارم واستنون....شخصیت هاش هم

شمایی هستین که سر میزنید و تو این مدت منو فراموش

نمیکنید...

امیدوارم بازدید وبلاگمو کم نکنید برادرا و خاهرای عزیز...

من همیشه آپم فک نکنید تعطیل میشه...فقط گفتم داستان رو

نمینویسم.بازم ممنوووون.....تا دیداری دیگر..... بُدُرود


با تشکر مدیریت محترم وبلاگ سرنوشت....بد نوشت

 

امضا :           :-----)       :|       -_+

 

/ 14 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حسین

سلام کار خوبی میکنی داداش،به درسات برسی بهتره تا اینکه داستان بنویسی داستانو همیشه میشه نوشت ولی درس رو همیشه نمیتونی بخونی پس بهترین کارو میکنی انشاالله خدا هم کمکت میکنه که تو درسات موفق بشی به امید شهادت

دیوانه یار

اون امضاهای آخر پستت منو کشته [نیشخند]خخخخخخخخخ حالا کدومش رسمیه ؟ از اونا ک تو دست چک و اینا می زنن ؟خخخخخخخ اره سعید جون فیلن بی خی خی بچسب ب درست ک مهمم تره چون هم دومین باره کنکور میدی و اگ نیاری خوشا سربازی و وضع بی مثالش [نیشخند] هم این که بالاخره پسری و باس کار پیدا کنی ک بی مدرکم نمیشه تقریبا [نیشخند] مووووووووووووووفق باشی سعییییییییییییییید[چشمک]

فاطمه

سلام منم لینکت کردم

مارال

کفاثط مارو معتاد کردی حالا میزاریمون تو خماری ای س گ تو روحت (تیکه کلامه دوستمه تو دهنم افتاده با عرضه معذرت) واست دعا میکنم قبول شی دانشگاه تهرانننننننننن[وحشتناک][خنده][نیشخند][ماچ][منتظر]

ستوده

اره سعید درس در درجه اول مهم تره داستانو بعدا هم میشه نوشت انشاالله دانشگاه تهران قبول شی (شهید بهشتی وشریف و..) من قول مردونه بازم سر بزنم تا تیر ولی تو هم قول بده حتما بعد کنکور مینویسی همینجوری تو خماری هستیم فقط یه نصیحت داد نزن خخخخ با ارزوی موفقیت فعلا

حمید

سلاممممم. داش سعید ایشالله که موفق میشی و یه دانشگاه خوب قبول میشی !! بشین درستو بخون پس :) فعلا ! (ولی فک کنم پوستمونو بکنی تا داستان رو تموم کنی خخخخخخ)

فاطمه

عهههههههههههههههههههههههه سعیییید!!!!چرا؟؟؟؟؟؟من تازه خوشم اومده بوووود[گریه]نامرررد خب توی اوقات فراغتت بنویس[ناراحت]

دیوانه یار

سی امم نیومد یا تایید نکردی؟ [ناراحت]

ساناز

سلام بر مدیر تقریبا خوب [اوغ]خخخخخخخخ خوب؟توخواب ببینی!!! پس بالاخره جنابعالی سر عقل اومدی؟؟؟؟؟؟؟[ [تعجب] من که در باورم نمیگنجه ،نکنه خوابی ،چیزی دیدی راستشو بوگو اصن خودتی؟ امیدوارم ایندفعه به ارزوت برسیو موفق بشی ،جوون راستی کمتر بیا اینجا،مثلا پشت کنکوریاااااااا[چشمک] خو من دیه عرضی ندارم فیلنی خدافس[خداحافظ][عصبانی]

فاطمه

[ناراحت]دشمنت.. باشه دیر به دیر بزار ولی بزار اگه تونستی